ملیت : آمریکا   –   قرن : 20 منبع : کتاب جوايز نوبل اقتصاد

گَري بکر

Gary Stanley Becker ( متولد 1930 )

بکر در سال 1992 به خاطر ” توسيع دامنه تجزيه و تحليل اقتصاد خرد به گستره وسيع رفتارهاي انساني تعاملات فراتر از رفتار بازار “، جايزه نوبل اقتصاد را دريافت کرد.

وي در پوتس تاون، ايالت پنسيلوانيا متولّد شد. در سال 1951 از دانشگاه پرينستون ليسانس و در سال 1955 از دانشگاه شيکاگو دکتري گرفت. در طول سال هاي 1968-1957 به تدريس در دانشگاه کلمبيا پرداخت و در سال 1970 نيز استاد شيکاگو شد.

بکر يکي از خلاق ترين و برجسته ترين اقتصاددانان اواخر قرن بيستم است. روش منحصر به فرد وي دربرگيرنده ي فرضيه اقتصادي خردمندي و کاربرد آن در شمار عظيمي از مشکلات اجتماعي است که توسط اقتصاددانان مورد مطالعه قرار گرفته بود. اين روش به بسياري از زمينه هاي تخصصي جديد در اقتصاد ختم شده است که از جمله مي توان اقتصاد جرايم و مجازات، اقتصاد اعتياد، اقتصاد خانواده، نظريه سرمايه انساني و اقتصاد تبعيض را نام برد. ( Pressman,p.185 )

بکر از مشهورترين انديشمندان اقتصادي در اقتصاد مدرن مي باشد و آثار وي اين ويژگي مهم را دارد که افق هاي نويني را در بررسي هاي اقتصادي از طريق مرتبط ساختن پديده هاي عموميت يافته اما ظاهراً نامرتبط با يکي از اصول عمومي باز مي کند. ( Blaug,1983,p.15 )

مطالعات بکر روشنگر اين مطلب است که برخي تفاوت هاي رفتاري افراد مي تواند منطقي باشد و به عنوان بيشترين مطلوبيت نگريسته شود.

تحقيقات اخير وي بر اعتياد و مواد مخدر، شکل گيري تبعيض نژادي، سرمايه انساني و رشد جمعيّت تأکيد دارند. در فعّاليت هاي وي مي توان رفتار بازاري و غيربازاري را به وفور مشاهده نمود.

بکر در رساله دکتراي خود با عنوان ” اقتصاد تبعيض ” سعي کرد مدل رقابتي بازار نيروي کار را با کمک ارقامي که در مورد تفاوت دستمزد کارگران سفيدپوست و سياه پوست بود، توضيح دهد. او اين کار را از طريق معرفي مفهوم ذائقه ي تبعيض در توابع مطلوبيت کارفرمايان و کارکنان انجام داد.

بکر با موفقيت توانست نظريه مارکسيستي مبني بر اينکه ” تبعيض قائل شدن به فردي که تبعيض قائل مي شود کمک مي کند ” را تغيير دهد. وي به اين نکته اشاره مي کند اگر يک کارفرما از جذب يک نيروي فعال فقط به خاطر رنگ پوستش خودداري نمايد، يک فرصت ارزشمند را از دست داده است. تبعيض قائل شدن به ميزان زيادي براي شخصي که اين کار را انجام مي دهد زيان آور خواهد بود. بکر نشان داد تبعيض قائل شدن در اکثر صنايع رقابتي نتايج ضعيفي دارد زيرا شرکت هايي که اقدام به تبعيض مي کنند نسبت به ديگر شرکت هايي که اين عمل را انجام نمي دهند فرصت به دست آوردن سهام کمتري در بازار خواهند داشت. وي هم چنين با تکيه بر شواهد ثابت کرد که تبعيض نژادي در اکثر صنايع قانوني رواج بيشتري نسبت به صنايع رقابتي دارد. اين نظريه که مطرح مي کند تبعيض نژادي به نفع شخص اعمال کننده آن است کاملاً در ميان اقتصاددانان امروزي بي معناست و علت آن نيز وجود بکر است.

بکر در اوايل دهه 1960 بحث هاي خود را در مورد سرمايه انساني آغاز نمود. وي به عنوان يکي از پيشگامان اين علم ( از ديگر پيشگامان مي توان تئودور شولتز را نام برد ) چنين اظهار داشت که اين موضوعي کاملاً محسوس در بين افراد است و در عين حال تحصيلات و مطالعه يک سرمايه است. تحصيلات، بُعد انساني افراد و سرمايه، بُعد فيزيکي افراد را متحول مي سازد. وي با چاپ کتابي با عنوان ” سرمايه انساني ” در سال 1964، جايگاه سرمايه انساني را در انديشه اقتصادي مورد بررسي قرار داد. ( بلاگ، ص 168 )

به گفته بکر با ارزش ترين سرمايه آموزشي يک شخص زمان در اختيار اوست. اين بينش، وي را به نظريه اي با عنوان ” نحوه اختصاص زمان به افراد خانواده ” هدايت کرد. نامبرده با به کارگيري جنبه اقتصادي ارزشِ فرصت ها نشان داد که هر چه درآمد و هزينه بازار افزايش پيدا کند، مخارج يک خانم متأهل براي ماندن در خانه نيز افزايش خواهد داشت. آنها ممکن است بخواهند بيرون از خانه به شغلي مشغول شوند و وظايف اقتصادي خانه را با خريد وسايل و غذاهاي سرد بيشتر به عهده بگيرند.

نظريات بکر در باب اقتصاد خانواده، سر و صداي بيشتري به راه انداخت. به گمان وي، خانواده نيز واحدي توليدي است که نظير همه مؤسسات بازرگاني و توليدي مي تواند از لحاظ اقتصادي و چگونگي مشارکت اعضاي خانواده ارزيابي شود. ( پورهمايون، ص 427 )

وي با چاپ مقاله اي با عنوان ” جنايت و مکافات: راه کار اقتصادي ” اظهار داشت: ” جنايت نيز شغلي است که افراد ضمن داشتن دلايل منطقي آن را انتخاب مي کنند و منافع حاصله از جنايت و هزينه هاي آن را با توجه به احتمال بازداشت، مجازات و ميزان خطرپذيري مورد توجه قرار مي دهند “.

بکر معتقد است هيچ گاه نمي توان جنايات را به طور کامل از بين برد. وي در اواخر دهه 1960 مقاله اي در قالب يک هدايت و راهنمايي به رشته تحرير درآورد به اين مضمون که تصميم براي توقف جرم و جنايت، عملي در راستاي سود و هزينه جنايات خواهد بود. وي از اين مقاله چنين نتيجه گيري نمود که روش کاهش جرم، افزايش احتمالي جريمه، تنبيه و يا سخت گيري بيشتر در اجراي آنهاست. نظريه وي پيرامون جرم همانند نظريه اش در مورد تبعيض نژادي و سرمايه انساني به ايجاد و پي ريزي شاخه جديدي از اقتصاد منجر شد.

بکر در دهه 1970 نظريه هاي خود را پيرامون اختصاص زمان به افراد خانواده گسترش داد. وي از موضع هاي مختلف اقتصادي براي تشريح تصميمات والدين در مورد تولد فرزندان، آموزش آنها و نيز تصميم در مورد ازدواج و طلاق فرزندان بهره گرفت.

تحقيقات وي تأثيرات مثبت و منفي عاداتي مانند وقت شناسي و اعتباد به مواد الکلي بر ارزش هاي انساني افراد را نيز در برمي گيرد. بکر به ميزان مختلف اعاده در افراد مختلف و نتايج همکاري اقتصادي کلان آنها اشاره نمود. وي هم چنين تفاوت بين آموزش معمول تا حرفه اي و تأثير آن بر بازارکار و ارتقاء در کار را مطرح کرده است.

بکر بر اين باور بود که صورت هاي مختلف رفتارهاي انساني، عقلاني در نهايتِ سودمندي انجام مي شود. نظريه وي شامل رفتارهاي نوع دوستانه است که در آن سودمندي فردي به وضوح تعريف مي شود. حوزه مورد بحث وي رفتارهاي نوع پرستانه با تعريف صحيح از سودمندي افراد را دربرمي گيرد وي هم چنين از برجسته ترين پيشگامان تحقيق در رابطه با سرمايه انساني محسوب مي شود.

نمايندگان اعطاي جايزه نوبل، محدوده کار وي را به چهارگروه طبقه بندي مي کنند:

– سرمايه گذاري در ارزش هاي انساني؛

– رفتار افراد خانواده شامل چگونگي توزيع کارها و اختصاص زمان به خانواده؛

– جرم و جنايت، تنبيه و جريمه؛

– مشخص کردن حدود بازار براي کارگران و کالاها.

تأکيد فراوان بکر در تحقيقات، اثر افزايش درآمد بر افزايش ارزش زماني و بنابراين هزينه مربوط به خانه مانند نگهداري از فرزندان مي باشد. وي به خصوص به خاطر مقالاتي که در مجله Business Week مي نوشت و در آنها از قانوني شدن بعضي از انواع مخدر دفاع مي کرد، معروف است. ( پورهمايون، ص 428 )

بکر بر اين عقيده بود که نرخ بازگشت در سرمايه گذاري بر روي فرزندان معمولاً بيشتر از پس انداز معمولي بازنشستگي است. با اين وجود والدين نمي دانند که آيا فرزندانشان در آينده از آنها نگهداري خواهند کرد يا خير؟ از آنجا که والدين نمي توانند از نظر قانوني فرزند خود را مکلف به نگهداري از خود کنند، بيشتر با استفاده از شيوه هاي تحريک احساس گناه، اجبار، عشق فرزندي به طور غيرمستقيم اما مؤثر، فرزندان را مجبور مي کنند که از آنها مراقبت کنند.

مقصود اصلي بکر بيان اين نکته است که انتخاب هاي اقتصادي منطقي بر اساس علايق شخصي، اکثر ابعاد رفتار انساني را تحت حکومت خود مي گيرد و برخريد و تصميمات سرمايه گذاري از طريق اثر رفتار اقتصادي افراد به طور جداگانه تأثيري ندارد.

مفهوم جديدي که بکر از خانواده در کتاب ” بحثي درباره خانواده ” بيان مي کند با مفهوم متعارف آن به عنوان ” يک واحد ” مصرف کننده تفاوت دارد. زيرا بکر خانواده را يک واحد مشتمل از چند عامل توليد مي بيند که به کمک داده هاي زماني، مهارت ها و دانش هاي مختلف افراد خانواده مطلوبيت مشترکي را به وجود مي آورند بدين ترتيب نظريه توليد را قابل تعميم به افراد خانواده مي داند. ( بلاگ، ص 169 )

به طور خلاصه بکر دو کار کليدي در اقتصاد انجام داده است. اول فرضيه هايي را که اقتصاددانان در مورد خردگرايي انسان به وجود مي آورند، مورد توجه قرار داده و آنها را براي تمام گونه هاي رفتاري از جمله مسائل غيراقتصادي و موضوعاتي که به ارتباطات تجاري بين افراد مربوط نمي شوند به کار برده است. بکر

با شروع زمينه هايي در رابطه با عملکرد عاقلانه گونه هاي بشر و تلاش آنها براي بالابردن سطح بهره مندي، به تحليل تصميماتي در رابطه با خلاقيت و باروري، ازدواج و طلاق، جرم و مجازات و اعتياد پرداخته است. دوم، آنکه در توضيح نحوه عملکرد بازارهاي کار مؤثر بوده است. وي علاوه بر اين به پيشرفت نظريه سرمايه انساني کمک نموده و به اقتصاددانان در درک بهتر تبعيض در بازارهاي کار ياري رسانده است. ( Presman,p.186 ).

جاذبه نظريّه بکر از آن جهت است که وي امور انساني را با اتکاء به عقل سليم و بدون اتکاء به مفاهيم انتزاعي غيرقابل دسترس، تجزيه و تحليل و مدل سازي مي کند. در مسائل مربوط به کار و مزد و اقتصاد کار بکر از تضاد طبقاتي، سنديکا و امثال اتحاديه هاي کارگري و کارفرمايي استفاده نمي کند بلکه کارگر و کارفرما را به عنوان انسان هاي عاقل و با شعور که به طور طبيعي در جستجوي بيشترين سود و به دنبال منافع خود در جستجوي حداکثر سود هستند، تجزيه و تحليل مي کند. ( قديري اصل، 1376، ص 731 )

بکر مي گويد: ” مدرسه را مي توان مؤسسه اي تعريف کرد که در توليد آموزش تخصص يافته است در حالي که يک بنگاه، آموزش را همراه با کالا توليد مي کند. بعضي از مدارس مانند آموزشگاه هاي آرايشگري، فقط در يک مهارت تخصص دارند ولي مدارس ديگر مانند دانشگاه ها مجموعه وسيع و متنوعي از آموزش ها را توليد مي کنند. مدارس و بنگاه ها اغلب در توليد مهارت هاي تخصصي جانشين هم هستند. اين جانشيني در طي زمان شاهد تغييراتي بوده است. براي مثال آموزش وکالت از طريق آموزش حين کار تا دانشکده هاي مهندسي “. ( راجرز و راچلين، 1370، ص 250 )

اهميت ديدگاه بکر در آن است که توانست در تحليل هاي خود به درستي از نظريه سرمايه انساني بهره مند شود. در توجيه اقتصادي مهاجرت نيروي کار جوان، که سال ها تحليل هاي متفاوتي براي آن ارائه مي شود، او توانست مسئله را به صورت بسيار ساده اي حل کند. شواهد متفاوت نشان مي دهند که جوانان از تحرک بيشتري برخوردارند و به دنبال فرصت هاي شغلي بهتر، به طور نسبي بيشتر از افراد مسن به فکر مهاجرت و جابه جايي مي باشند. علت اين امر آن است که با وجود يکسان بودن هزينه هاي جابه جايي، براي همه افراد، نيروي کار مسن تر، فرصت کمتري براي بهره برداري از سرمايه گذاري در مشاغل جديد در مکان هاي ديگر را دارد. اگرچه چنين تحليلي بسيار ساده به نظر مي رسد، اما به علت منطق روشني که دارد، در مقام مقايسه با تحليل هاي نظري گذشته، در مورد عدم تحرک نيروي کار مسن، پيشرفت بزرگي محسوب مي شود. به طور کلي نظريه سرمايه انساني

در باب مهاجرت بر اين استوار است که افراد بر اساس ارزش حال درآمدهاي آتي فرصت هاي شغلي گوناگون، در مناطق مختلف، تصميم به جابه جايي مي گيرند. ( عمادزاده، 1377، ص 20 )

بکر از اعضاء جامعه مونت پلرين مي باشد. در سال 1967 مدال جان بَيتس کلارک را از انجمن اقتصاددانان آمريکا دريافت کرد و در سال 1974 به عنوان نائب رييس اين انجمن انتخاب شد.

خانم گيتي نشأت از دانشگاهيان برجسته ايراني، فارغ التحصيل دوره ي دکتراي تاريخ از دانشگاه شيکاگو و استاد تاريخ دانشگاه ايلي نويز و همسر آقاي بکر مي باشد. خانم نشأت آثار علمي متعددي از خود به جاي گذاشته اند از جمله آن کتاب ” زنان و انقلاب ايران ” است که در سال 1984 توسط انتشار وست ويو منتشر شد. هم چنين ايشان از همکاران برجسته آقاي گَري بکر مي باشند. از جمله آثار علمي مشترک ايشان کتاب ” اقتصاد زندگي ” چاپ مک گرو هيل مي باشد که در سال 1996 منتشر شده است.

براي استفاده بيشتر از افکار و انديشه هاي بکر مي توان به برخي از کتاب ها و مقالات نامبرده به شرح زير مراجعه نمود:

A.Book:

1. The Economics of Discrimination, 1957.

2. Human Capital, 1964.

3. Human Capital and Personal Distribution of Income: An Analytical Approach, 1967.

4. Economic Theory, 1971.

5. The Allocation of Time and Goods Over the Life Cycle, with G. Ghez, 1974.

6. The Economic Approach to Human Behavior, 1976.

7. A Treatise on the Family, 1981.

B.Article:

1. “Classical Monetary Theory: The Outcome of the Discussion”, with W.J. Baumol, 1952, Econo mica.

2. ‘Competition and Democracy”, 1958, JLawE.

3. “Irrational Behavior and Economic Theory”, 1962, JPE.

4. “Crime and Punishment” An economic approach”, 1968, JPE.

5. “A Theory of Social Interactions”, 1974, JPE.

6. “An Equilibrium Theory of the Distribution of Income and Intergenerational Mobility”, with N. Tomes, 1979, JPE.

7. “Human Capital, Effort, and Sexual Division of Labor”, 1985, J Law Econ

8. “Economic Analysis and Human Behavior”, 1987, in Green and Kagel, editors, Advances in Behavioral Economics.

9. ‘Fertility Choice in a Model of Economic Growth”, with R.J.Barro, 1989, Econometrica.

10. ‘The Economic Way of Looking at Behavior”, 1993, JPE.

Related entries