ملیت : آمریکا   –   قرن : 20 منبع : کتاب جوایز نوبل اقتصاد

Merton Miller ( 1923-2000 )

ميلر در سال 1990 به همراه هَري مارکوويتس  و ويليام شارپ  به خاطر ” فعاليت هاي ابداعي در زمينه هاي نظري مالي و تأمين مالي مؤسسات اقتصادي “، جايزه نوبل اقتصاد را دريافت کرد.

وي در شهر بوستون، ايالت ماساچوست، آمريکا متولّد شد. بعد از اتمام تحصيلات مقدماتي، در سال 1952 از دانشگاه جان هاپکينز دکتري گرفت. بعد از آن اولين سمت آکادميک او استادي مدعو براي ارائه برخي دروس در مدرسه عالي اقتصاد لندن بود. وي در طول جنگ جهاني دوّم نيز در بخش پژوهش ماليات هاي دولت آمريکا مشغول فعّاليت بود.

ميلر با همکاري موديلياني  نظريه اي درباره رابطه ميان ترکيب دارايي هاي سرمايه اي و سياست تقسيم سود شرکت هاي توليدي از يک سو و ارزش بازار و هزينه تأمين سرمايه اين شرکت ها از سوي ديگر تنظيم کرد. ( بلاگ، ص 278 )

ميلر درباره اين موضوع که چگونه تغيير ساختار مالياتي بر رابطه ميان ترکيب دارايي شرکت و ارزش بازار سهام آن تأثير مي گذارد، مطالعاتي داشته است. وي اهميّت مخارج ورشکستي را براي رابطه ميان ترکيب دارايي شرکت و سياست توزيع سود شرکت از يک سو و ارزش سهام آن در بورس از سوي ديگر تجزيه و تحليل کرده است.

ميلر و موديلياني با ارائه ي دو مقاله در سال هاي 1963 و 1966 دو فرضيه به اصطلاح عدم مغايرت را مطرح کردند. طبق فرضيه اوّل، انتخاب ميان تأمين مالي آورده ي شرکاء و ميزان وام دريافتي، روي ارزش بازار و متوسّط هزينه سرمايه شرکت تأثيري ندارد از سوي ديگر بازده مدّنظر روي سهام شرکت ( و لذا هزينه آورده شرکاء ) با نسبت ميان بدهي و آورده ي شرکاء و يا به اصطلاح ضريب اتکاء به وام به طور متناسب تغيير مي کند امّا فرضيه دوم چنين مطرح مي کند که سياست توزيع سود سهام شرکت، بر ارزش بازار سهام آن تأثيري ندارد. ( بلاگ، ص 279 )

وي به اتفاق فرانکو موديلياني، نشان داد شرکت هايي که گرفتار کسري نقدينگي هستند رو به ورشکستگي حرکت مي کنند. به نظر اين دو، ارزش کلي يک شرکت به ميزان پول نقدي که توليد مي کند بستگي دارد. ( پورهمايون، صص 426-425 )

ذکر اين نکته ضروري است که موديلياني و ميلر در تحقيق و فرضيه خود هيچ حسابي را روي هزينه هاي مذکور باز نکرده اند. آنها حتي نقش مديران در بزرگتر کردن اندازه شرکت را در نظر نگرفته اند. اما از نگاه تيرول پيش فرض نهفته در مفهوم مدرن فاينانس شرکتي اين است که مديران شرکت ها نياز ندارند تا آنجا که در توان دارند، به نفع تأمين کنندگان مالي شرکت عمل کنند. در حقيقت، بخش عمده نوآوري هاي به عمل آمده در مفهوم فاينانس شرکتي در دهه هاي اخير، بر پايه همين پيش فرض بوده است.

مرتون در سال 1975 عضو انجمن اقتصادسنجي شد، در سال 1976 رييس انجمن مالي آمريکا بود و از سال 1961 تا زمان بازنشستگي در سال 1993 استاد دوره هاي عالي مدرسه عالي تجارت در دانشگاه شيکاگو بود. وي هم چنين در طي سال هاي 1985- 1983 سمت مدير عمومي در گروه تجارت شيکاگو را دارا بود و از سال 1990 تا زمان مرگ در سال 2000 رييس مبادلات تجاري شيکاگو بود.

براي استفاده بيشتر از افکار و انديشه هاي ميلر مي توان به برخي از کتاب ها و مقالات نامبرده به شرح زير مراجعه نمود:

$ A. Book:

1. The Theory of Finance, with E.F.Fama, 1972.

2. Macroeconomics: A Neoclassical Introduction, with C.Upton, 1974.

3. Financial Innovations and Market Volatility, 1991.

B. Article:

1. “Built-In Flexibility” with R. A. Musgrave, 1948, AER.

2. ‘The Cost of Capital, Corporation Finance and the Theory of Investment”, 1958, with

F. Modigliani, AER.

3. “Corporate Income Taxes and the Cost of Capital: A correction”, with F. Modigliani,

1963, AER.

Related entries